خانه دوست اینجاست
من دلم میخواهدخانهای داشتم،پر از دوستانِ یک رنگاز شقاوت، از ریا خالی،از تنفر بیزار،و دورویی نیست میانگوش تا گوش بنشینند بَرِ هم.و من آن روزشتابان و غزلخوان میرفتم،به در خانهی سهراب،و به اشگِ چشمِ شقایقهای وحشی،بر سَردَرِ آن،مینوشتم ای دوستتو اگر بار دگر برخیزی،میدانی" خانهی دوست کجاست؟
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:38 |
تابستان شهر من تهراندر خیابانهای شهر من ناودانها خواب باران میبینندآفتاب قطره قطره از گریبان جاریست و هنگا مه ای برپاستصدا به بیصدایی خو گرفته و فرصت خندیدن به خاموشی و قلمرو عشق رویاستبا اینهمه هنوز سرها پر از امید و دلها پر از صفا و چون شهر من زیباست
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی
برچسب:
نویسنده: سارا هاشمی